پارت ۵۰

سرنوشت پیش می‌آید













[-----------:)
[پارت۵۰)
[-----------:)




دلین : خب می‌شنوم



چان اون وو :
تو فکر میکنی که پدر و مادرت تو تصادف مردن
ولی تو کل قضیه رو نمیدونی



دلین : چ.ی‌یییییی




چان اون وو:
خانواده هان با خانواده ی جئون توی دشمنی و جنگ سختی بودن
اون موقع خانواده هان به جز تو و پدرو مادرت توی آتش سوزی که در اصل کار جونگ‌کوک بود مردن
پد تو برای زنده نگه داشتن شما ها فرار میکنه
اما جونگ‌کوک از قبل ترمز ماشین رو بریده بوده که همه ی شما رو بکشه
اون موقع من ۲۰ سالم بود توی راه ماشین شما رو دیدم
وقتی پیاده شدم پدرت زنده بود و تو و نادرت بیهوش بودین
پدرت گفت تورو نجات بدم چون چند لحظه بعد نیرو های جونگ‌کوک میرسیدن و همه تون رو تو یه لحظه می‌کشتن
وقتی تو رو بردم بیمارستان
گفتن حافظش پاک شده و هیچی یادش نمیاد
پس به دکتر ها گفتم که بگن پسر و مادرت تو تصادف مردن



دلین : چیییی امکان نداره جونگ‌کوک این کار رو نمیکنه ( لکنت و بغض )




چان اون وو: حالا که نیبینی میکنه




دلین :............




چان اون وو : حالا یا با من میای و انتقامون رو میگیریم یا همین حا میمونی



دلین : نه نه نمیام



چان اون وو: یعنی چی یعنی میخوای پیش قاتل پدرت و نادرت زندگی کنی همه ی اونا رو به یاد بیار دلین اون ما رو نابود کرد خانواده ی منو ، خانوادی تو رو .....



دلین : چشماش سایه‌ی میره و بیهوش میشه




ویو داخل بیمارستان دلین :



با بوی الکل و مواد دیگه ای بیدار شدم


روی تخت بیمارستان بودم
سرم درد میکرد و خاطرات نامفهومی از ذهنم رد میشد
انگار تازه داشتم می‌فهمیدم واقعا چی شده
تصویر عمارت سوخته
جیغ داد یهوسری خاطراتی که ماله گذشته بود تازه داشت یادم میومد
که یهو با صدای کسی به خودم اومدم



چان اون وو: حالت خوبه



دلین : چی شده



چان اون وو: داشتیم صحبت میکردیم یهو از هوش رفتی



دلین : قبول می‌کنم


چان اون وو: چی رو



دلین : قبول میکنم باهات بیام نمیخوام دیگه با جونگ‌کوک باشم میخوام فامیلیم رو پس بگیرم



چان اون وو: خوشحالم راه درست رو انتخاب کردی



شرط


۱۵ لایک


۲۰ کامت


۵ ریپست
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۵

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت دهم جونگ‌کوک هنوز به پیام سوآ خیر...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.30 (روایت از زبان ا.ت...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

Heir of Light and Darknesspart : 20تهیونگ هنوز به حرف‌های او...

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط