تو را از دست دادم، آی آدم های بعد از تو!
تو را از دست دادم، آی آدم های بعد از تو!
چه کوچک می نماید پیش تو غم های بعد از تو
تو را از دست دادم، تو چه خواهی کرد بعد از من؟
چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم های بعد از تو؟
تو را از دست دادم از همین زخم است، می بینی؟
دهانش را نمی بندند مرهم های بعد از تو
تو را از یاد خواهم برد کم کم، بارها گفتم
به خود کِی میرسم اما به کم کم های بعد از تو؟
بیا، برگرد، با هم گاه، با هم راه، با هم... آه!
مرا دور از تو خواهد کشت باهم هایِ... بعد ازتو...
مژگان عباسلو
چه کوچک می نماید پیش تو غم های بعد از تو
تو را از دست دادم، تو چه خواهی کرد بعد از من؟
چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم های بعد از تو؟
تو را از دست دادم از همین زخم است، می بینی؟
دهانش را نمی بندند مرهم های بعد از تو
تو را از یاد خواهم برد کم کم، بارها گفتم
به خود کِی میرسم اما به کم کم های بعد از تو؟
بیا، برگرد، با هم گاه، با هم راه، با هم... آه!
مرا دور از تو خواهد کشت باهم هایِ... بعد ازتو...
مژگان عباسلو
- ۱.۷k
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط