{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پُر بودم از حرفو گِلگی

پُر بودم از حرفو گِلگی
خودکارم رو صفحه پلکید
نوشتم خوندم و صحنه ترکید
گوش دادی به رپ و درد دل کی
یاس همون که در حقیقت رو باز کرد حسش کنن همه عمیقا
این روزا که بلانسبت همه دریدن
کراوات ها رو فروختن و قمه خریدن
من شروع کردم از دوازده سال پیش
که تصمیم گرفتم وایستم پای خویش
دیدم بیست سال گذشت و باز و تنهام و هیچکسی نبود
که بگه یاس حرفاتو می شنوم

و هر کسی که خواست حرف های نیش دار
به من زد و فقط فاز بد داد و پیچ خورد
رفت توعمق خواستن های خویش
اون لحظه بود که منم یافتم راه پیچ
در پیچ رپو به تدریج به من گفت که
بیا گذشته هاتو از ریشه حل کن
رپ کن خودت رو غرق سرگیجه نکن
هنوز کلی راه بلند در پیشه در کل
با فریادت کر میشه نا تو
هر چند که دست اونا همیشه آتو
راهت اینه دیگه اندیشه با توست
نیازت تو به رپ نیاز درویش به یاهوست
سنگ کسی رو به سینه نزدم
کلی واژه های بکر و ناب زیر دستمن
که حتی قوی تراز تیر اسلحن
شاید بیخیالم ولی همه زیر نظرن
من هر چی نوشتم حسم بود خوب
رفتم بالا قسمت بود چون
گفتم بد شدم نصفم خوب شد یه کمی
اسفند دود کن
این باغ سرسبز عمیقا پر از کویره
کشور پر از هنرمند هنر فقیره
امید که یه آرتیست به قدری پولدارشه
که واسه هنر از کسی کمک نگیره
عشق شرط أوله ولی پولم دخیله
هرچند که وضعیت کلا وخیمه
هنر حمایت می خواد و دولت بخیله
زمین خالی ولی رو نیمکت پر از ذخیره
تو خیال هدفت
حقیقت فاز بدی میاره طرفت
تو خیال زیر پات نمیشه چاه نفت
برگرد زمین رو ابر نمیشه راه رفت
نتیجه شواهد چیست
فقط دست شرایط نیست
فرق سبک سلیقه ها یعنی جنگ قبیله ها
یعنی ترک رفیق و بشینی ترک غریبه ها
تا پول داری می فهمنت
وقتی نداری می گن بی مصرفه
این ادما یه عمر بهشون حال بدی
با وزن جیبات تو رو می سنجنت
تو که نمی فهمی ولی می گردنت
پاش برسه به صندلی می بندنت
کی محرمه واسه تو کی مرهمه
هیچکی منم می فهممت
نگو منفیا رو ول بکن و مثبتاشو ببین
کار من شب تا صبح تلاشه به ریز که بخونم بلکه مبتلا شه یکی
قافیه معمولیه تو محتواشو بگیر
خودکارم نوشته سرخود مشق رو بیت فربد عرش و در کل ,تهش
چاکرم یاسرم آه


#YAS#LiveShomal
دیدگاه ها (۳)

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

پارت2آینه رو نگاه کردم. اون دخترِ آروم و مهربونِ توی خونه، ز...

still with you

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط