{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part° 1

Part° 1

( علامت ا/ت + )
°ویو ا/ت°

با شنیدن صدای چیزی از خواب پریدم
+ وایییی پانی چقدر سروصدا میکنی نزاشتی بخوابم ( پانی اسم گربه ات عه)
گوشیمو برداشتم و ب ساعت نگاه کردم
+ وایی خداا فقط 1 ساعت وقت دارم حاضر شم
از جام بلند شدم و حولمو برداشتم و رفتم حموم و یه دوش 10 مینی گرفتم، اومدم بیرون و حوله رو پیچیدم دور خودم و جلوی میز توالت نشستم ( میز ارایش) و موهامو با سشوار خشک کردم و با اتو صافشون کردم. لوازم ارایشمو برداشتم و یه ارایش لایت کردم. بعد رفتم سمت کمد لباس هام و کتو شلوار برداشتم و پوشیدم . کیف و کفش مشکیم رو هم پام کردم و یک گردنبند ضریف انداختم گردنم.( عکسشو میزارم)کیف و گوشیمو برداشتم و رفتم پایین، دیدم اجوما داره میز صبحانه رو میچینه، رفتم سمتش..

( علامت اجوما & )

+ صبح بخیر اجومااا
& اوه صبح توهم بخیر عزیزم
بیا بشین الان صبحونتو میارم
+ باشه مرسی
راستی اجوما بابام کجاست؟!
& نمیدونم کجا رفته فقط دیشب دیدم با چمدون داشت سوار ماشین میشد و میرفت
+ که اینطور باشه ممنون
& خواهش میکنم

صبحانمو خوردم و رفتم ب نگهبان گفتم ماشینمو بیاره
سوار ماشین شدم و راه افتادم به سمت شرکت..
توی راه به بابام زنگ زدم..
( علامت پدر ات ← پ.ا )
بوق.. بوق..
پ.ا: الو دخترم
+ سلام خوبی
پ.ا: خوبم تو چطوری عزیزم
+ ممنون خوبم بابا کجایی؟!
پ.ا: ببخشید عزیزم که بهت خبر ندادم یه کار خیلی فوری پیش اومد مجبور شدم بیام امریکا و 2_3 هفته ای میمونم
+ اها خوب باشه ( ناراحت)
امیدوارم کارت زود حل شه
پ.ا: ممنون عزیزم کاری نداری؟ باید برم کار دارم
+ نه برو خدافظ
پ.ا: مراقب خودت باش خدافظ

( 20 مین بعد)
از ماشین پیاده شدم و ریموت ماشینو دادم نگهبان و رفتم داخل
همه تعظیم کردند، همینطور که به سمت دفترم قدم برمیداشتم به منشیم گفتم تموم کم و کاستی هارو لیست کنه و برام بیاره
وارد اتاق شدم و پشتم میزم نشستم که در زدن
+ بیا تو
منشی: خانوم آیس امریکانوتون و لیستی که خواسته بودید رو اوردم
+ بزارشون رو میزم مرسی
منشی: خواهش میکنم با اجازه
رفت بیرون و همراه با خوردن قهوه به تبلت نگاهی انداختم....
+ که اینطور مثل اینکه امروز کلی کار داریم ات خانوم ( با خودش حرف میزنه ) پس بزن بریم

کیفمو برداشتم و از اتاق رفتم بیرون همین طور که راه میرفتم ب منشی گفتم زنگ بزنه به شرکت WHJ ( همون شرکت سنگ ساختمانی و چوب سازی ) و همین الان وقت ملاقات با رییس شرکت جور کنه اها بگو ماشینمو بیارن و رفتم بیرون و سوار ماشین شدم و راه افتادم به سمت شرکت WHJ... و بعد 10 مین رسیدم ..........

_____________________________
پایان پارت 1

اسلاید اول خود ات
اسلاید دو لباسش
اسلاید سه کفشش
اسلاید چهار کیفش
اسلاید پنج گردنبندش

____________________________
دیدگاه ها (۱۵)

پارت. ۲۶

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

رمان: قلب در تاریکی

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

My nurse

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

در جست و جوی خاطرات پارت۱۳

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط