{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی وارد داروخانه شد وبا لهجه ای ساده گفت:

مردی وارد داروخانه شد وبا لهجه ای ساده گفت:
کرم ضد سیمان دارین؟
متصدی داروخانه با لحنی تمسخر آمیز گفت: بله که داریم کرم ضد تیرآهن و آجرم داریم حالا خارجی میخوای یا ایرانی؟
خارجیش گرونه ها گفته باشم!
مرد نگاهی به دستانش کرد و روبه روی فروشنده گرفت و گفت:

ازوقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم دخترمو نوازش کنم...
اگه خارجیش بهتره، خارجیشو بده !
متصدی داروخانه سرش را پایین انداخت و معذرت خواهی کرد.😞

‍

انسانیت و #تقواست که سرنوشت ساز است ... جایگاه شاه و گدا و دارا و ندار همه " قبر "است... مواظب باشیم که «تقوا»بایک «تق» «وا» نرود ... برای رسیدن به کبریا باید نه "کبر" داشت نه"ریا"!!!
دیدگاه ها (۱)

🍂 مردی وارد داروخانه شد وبالهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان دا...

برای رسيدن به کبريا بايد نه " کبر " داشت نه "ریا" !!مردی وار...

مردی وارد داروخانه شد و با لهجه‌ای ساده گفت:کرم ضد سيمان دار...

.مردی وارد داروخانه شد و با لهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان د...

🍃 پدری وارد داروخانه شد و با لهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان د...

🍂 🍂 🌺 🌺 🌺 🌺 🍂 🍃 مردی وارد داروخانه شد و با لهجه ای ساده گفت...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام را تحویل دهند.فردی...

کرم ضد سیمان :وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه‌ام را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط