یک شاخه گل،یک شعر،یک لیوان چایی

یک شاخه گل،یک شعر،یک لیوان چایی
آنقدر اینجا می نشینم ...تا بیایی
یک روز من را میکُشی با چشمهایت  
دنیا پر است از این رمان های جنایی
ای کاش می شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فیـــلمهای سیــنمایی
امسال هم تجدید چشمان تو هستم  
می بینمت در امتحانات نهایی
می بینمت؟... اما نه! مدتهاست مانده ست  
یک شاخه گل ... یک شعر... یک لیوان چای ...
دیدگاه ها (۸۲)

یک شاخه رز، یک شعر، یک لیوان چاییآنقدر اینجا می نشینم تا بیا...

یک شاخه گل،یک شعر،یک لیوان چاییآنقدر اینجا می نشینم ...تا بی...

یک شاخه‌گل، یک شعر، یک لیوانِ چایی... آن‌قدر این‌جا می‌نشینم...

یک شاخه رز، یک شعر، یک لیوان چاییآنقدر اینجا می‌نشینم تا بیا...

یک‌شاخه‌ رز، یک‌شعر، یک ‌لیوان چاییآن قـــدر اینجا می‌نشینم ...

یک شاخه گل، یک شعر، یک فنجان چاییآن قدر اینجا می نشینم تا بی...

گفته بودی تا ابد هستی کنارم، می‌روی؟شوق آغوشت شد آرام و قرار...

گفته بودی تا ابد هستی کنارم، می‌روی؟شوق آغوشت شد آرام و قرار...

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکندبی تو این چشمان من شب زنده...

ناز گل سلامحال چشمهایت خوب است ؟آفتاب بر روزهایت می تابد؟دلت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط