{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکند

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکند
بی تو این چشمان من شب زنده داری میکند

می روی گاهی زیادم بی دلیل
خاطراتم ناخودآگاه گریه زاری میکند

تا برای شعر خود قلم بر کاغذ می زنم
نام تو هر واژه را چون گُل بهاری می کند

تا بیایی پر کنی افکار پوچ ذهن من
لحظه های عمر من لحظه شماری می کند

یوسفم در چاه تنهایی هنوزم مانده است
مصر ِ قلبم از نبودش بی قراری می کند

چیده ای با دست خود این سیب ِ کال زندگی
در خیالش عمر من غم را فراری میکند ...
دیدگاه ها (۱۳)

از دل افروز ترین روز جهان،خاطره ای با من هست.به شما ارزانی :...

صبح"یعنی بوی گل مریمکه سراسر شب را پر کرده بود و حالا با نوا...

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گ...

غنچه باغ بهشتم،گل سرخ چمنمهم دمم، هم نفسم، نام من اینست:زنمش...

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکندبی تو این چشمان من شب زنده...

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکندبی تو این چشمان من شب زنده...

از درونم یک نفر، شب غصه خواری میکند بی تو این چشمان من ،شب ز...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

🍁بی قراری🍁

هستي امشب تا سحر اختر شماري مي كند خواب هم در ديده ها شب زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط