فقط میگی مجبور بودم بخاطر خانوادم شک نکن مامان بابای منم

فقط میگی مجبور بودم بخاطر خانوادم شک نکن مامان بابای منم صد تا دلیل آوردن که نباید با تو باشم ولی ن به روی خودم آوردم ن عین تو رفتار کردم الان میخوای بگی من نمیتونم به مامانم ن بگم ولی تو بخاطر دوستیمون جلوی مامانت در نیومدی من که رفتم و تموم شد ولی اینو بدون با ببخشید و توضیحای الکیت هیچی تو تو مغزم درس نمیشه

از ی طرف میگی هرچی بشه ولت نمیکنم از ی طرف با دو تا حرف این و اون میزاری میری تو مدرسه خودتو ناراحت و خسته میگیری اینجا دنبال فرندی و خوشحال بعد میگی فک نکن خوشحالم؟؟؟

خودت میفهمی داری چی میگی و چیکار میکنی!!!
@meow_thana
دیدگاه ها (۰)

TEN YEARS OLD LOVE ⁶

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

ابلیس

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

رفتار سرد

فیک تهیونگ. دوباره تو

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط