{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شد

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شد
دل ماتم زده ام بی تو تک و تنها شد

شوق دیدار تو از چشم ترم خواب ربود
دیدن رنگ خوشی بعد تو یک رویا شد

شب و صحرا و گل و سنگ که یادت مانده
همه دل داده شدند و سر تو غوغا شد‌ 

پیش آن جوی که با هم لب آن بنشستیم
آنقدر اشک فشاندم که دگر دریا شد

تو به من سنگ زدی قلب مرا بشکستی
بعد تو غصه مرا همدم این شبها شد

خواستم بگذرم از کوچه ولی خاطره ها
در دلم تازه شد و مانع رفتن ها شد...
دیدگاه ها (۵)

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مر...

از غم انگیزترین لذت دنیا چه خبر؟ ...

رفتنم را خواستی' خوش باش حالا' میرومدرد دل ها داشتم در سینه...

قُدســــــــــیــــــــــــان بــــر سر ِهم‌صحبتیم چانه زدند...

نمیبخشمت p.22

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط