{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شد

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شد
دل ماتم زده ام بی تو تک و تنها شد

شوق دیدار تو از چشم ترم خواب ربود
دیدن رنگ خوشی بعد تو یک رویا شد

شب و صحرا و گل و سنگ که یادت مانده ؟
همه دل داده شدند و سر تو غوغا شد‌

پیش آن جوی که با هم لب آن بنشستیم
آنقدر اشک فشاندم که دگر دریا شد

تو به من سنگ زدی قلب مرا بشکستی
بعد تو غصه مرا همدم این شبها شد

خواستم بگذرم از کوچه ولی خاطره ها
در دلم تازه شد و خسته ز رفتن پا شد
دیدگاه ها (۲)

ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﻭﺍﮊﻩ ﺍﻡ ﺑﺎﻣﻮﯼ ﺗﻮﻫﺮ ﻏﺰﻝ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﺸﺪ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ...

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشمشب پر از دلهره و روز پر ا...

هفت سین .....من تمام عمرم را کنار هفت سین نشسته ام اما عید ...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

پارت دهم---صخره. همان صخره.ایتاچی مسیر را از حفظ بود؛ هر ریش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط