چون بپیچند پاره ای

چون بپیچند پاره ای
کرباس بر اعضای من بوی خوش ام
اندر کفن چو قله ای رضوان کنید
چو روم نزدیک قبرستان در کنج ره ات
گور را برما خدایا
روضه ای رضوان کنی
چو نکر منکر بی آید در پیش ام از بر سوال
نامه ای اعمال مارا ای خدا آسان کنی🥀
دیدگاه ها (۰)

چون بیارند تخته ای خم شوی آبی گرمی راصورتم را همجو گل های چم...

وقت مردن چون نفساز قالب ام بیرون رودمرغ روحم به سوی آسمان پر...

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنمدر لباس فقر کار اهل دولت ...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌هاای به زودی بار کرده بر شتر...

مرگ فقر ...شب از کار توانفرسای روزانه به سوی کلبه خویش ، پا ...

شاعره رحیم جان شاعر تاجیکستانی

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته و افسرده ام/تا می...

امام حسین علیه السلامخواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خ...

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته و افسرده ام/تا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط