کربلایے محمدجوادحیــــدرے(پایگاه قتیل-ریحان):

کربلایے محمدجوادحیــــدرے(پایگاه قتیل-ریحان):
♦ ️ غزل روضه بی بی رقیه خاتون (س)

(خواهشا رفقا باحساسیت استفاده کنند )



حالوروز دخترت این چند روزه مضطراست
چندروزی میشود بابا که چشمانم تر است

دستو پهلو،هم سرو هم قامتم بابا شکست
قمری دردانه ات امروز بی بالو پر است

نازههای دخترت اینجا خریداری نداشت
هرچه کردم ناز دیدم سیلی اش محکم تر است

باز افتـــــاده به لرزه قامتم  بابا ببین!!
کل دشمن یک طرف،این زجر بابا بدتر است

(قد و بالای سه ساله دخترت زانو بغل)
ازقد یک چکمه ی این بی مروت کمتراست

یاد دارم خوب میگفتی به من باباخودت
کل زیبایی یک دختر به موهای سراست

(میشود فهمید از این حمله ی مرکب سوار)
(آمده گیسو کشد کی در شکار معجر)

یاد داری ، آمدم پایین پای نیزه ات ؟
دیدی از دستم پدر،سر نیزه ات بالا تراست

یاد داری اشک چشمم ریخت وقت التماس؟
نیزه را پایین بیار، این بار بار اخراست

بسکه مارا بین این شام بلا چرخانده اند
دخترت بابا تمام کوچه هارا از بر است


📚 شاعر:محمدجوادحیدرے

@paigaheghatil
(اشتراک گذاری بدون ذکر منبع شرعا جایز نمیباشد)
دیدگاه ها (۹)

🌟🌌∆{ستاره کوچولوی شبام}∆🌌🌟Part¹« ویو آت»صبح با صدای آلارم گو...

ادامه پارت قبل دوپارتی تهیونگویو ات. خب من راستش از مرگ میتر...

𝕻𝖆𝖗𝖙 ⁴⁶

the trust

hi

صداش گرفته بود نمیدونم دیگه چرا کنسرت گذاشت!! میتونست کنسرت ...

جونگین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط