بر صف دشمن برو حمله ور امد
بر صف دشمن برو حمله ور امد
خنجرو تیر و سنان از گذر امد
دست علم دار عشق از بدن افتاد
مشک پرز اب آن صف شکن افتاد
برخاک غم/افتد علم/بسته رهش/دست ستم
ساقی بی دست و مشک مانده به میدان
ز چشمه چشم او خون شده جوشان
ارزویش دیدن روی برادر او که نسیم اورد بوی برادر
گرچه راه برگشت ببسته با نا امیدی
درکمین قلبش نشسته خصم پلیدی
اید تا عمود برفرقش فرود لرزان نای دل از عزایشششششش
حسین جان فدایت
خنجرو تیر و سنان از گذر امد
دست علم دار عشق از بدن افتاد
مشک پرز اب آن صف شکن افتاد
برخاک غم/افتد علم/بسته رهش/دست ستم
ساقی بی دست و مشک مانده به میدان
ز چشمه چشم او خون شده جوشان
ارزویش دیدن روی برادر او که نسیم اورد بوی برادر
گرچه راه برگشت ببسته با نا امیدی
درکمین قلبش نشسته خصم پلیدی
اید تا عمود برفرقش فرود لرزان نای دل از عزایشششششش
حسین جان فدایت
- ۱.۶k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط