زن است دیگر...
زن است دیگر...
در دورترین نقطه ی دنیا هم که باشد...به خودش میرسد!.
غریزه ی زیبای همیشه در وجودش...زنده است.
شاید همیشه سکوت کند..اما...حرف هایش را در نگاهش میریزد.
دلتنگی...قسمتی از قلبش است!..
و صبر... تکه ای از روحش!
همیشه منتظر یک مرد می ماند..و
خودش را معشوقه ی یک نفر میداند!.
زن است دیگر...
در خودش میریزد...چیزی به کسی نمیگوید.
دوست دارد وقت اشک ریختن تنها باشد.
در دورترین نقطه ی دنیا هم که باشد...به خودش میرسد!.
غریزه ی زیبای همیشه در وجودش...زنده است.
شاید همیشه سکوت کند..اما...حرف هایش را در نگاهش میریزد.
دلتنگی...قسمتی از قلبش است!..
و صبر... تکه ای از روحش!
همیشه منتظر یک مرد می ماند..و
خودش را معشوقه ی یک نفر میداند!.
زن است دیگر...
در خودش میریزد...چیزی به کسی نمیگوید.
دوست دارد وقت اشک ریختن تنها باشد.
- ۱.۵k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط