{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گروهی به ملاقات استادی رفتند.

گروهی به ملاقات استادی رفتند.
استاد به آنها قهوه در فنجان های
متفاوت تعارف کرد.
استاد گفت:

اگر توجه کرده باشید تمام فنجان های
خوش قیافه و گران برداشته شدند
در حالیکه فنجان های معمولی جا ماندند.
هر کدامیک از شما بهترین فنجان ها را
خواستید و آن ریشه استرس و تنش شماست.

آنچه شما واقعا میخواستید قهوه
بود نه فنجان.
قهوه، همان زندگی ست
فنجان ها هم پول، موقعیت و
غيره هستند. فنجان ها وسیله هایی
هستند برای نگهداری آنها زندگی را
فقط در خود جای داده اند.

لطفاً نگذارید فنجان ها کنترل شما
را در دست گیرند. از قهوه تان لذت ببرید.
دیدگاه ها (۱)

#داستان_کوتاه گروهی به ملاقات استادی رفتند. استاد به آنها قه...

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد رفتند. گفتگو خیلی زود به ...

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیل...

☕☕☕☕یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خواندن...

یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خواندن داره...

☕☕☕☕☕☕☕☕☕یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خ...

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیلی...

لذت زندگییک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گ...

نمک زندگی دیگران باشیم اما نمک پاش زخم هایشان هرگز!!!عجیب اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط