یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خ

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد. استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنان قهوه در چند فنجان مختلف تعارف کرد؛ فنجان شیشه‌ای، فنجان کریستال، فنجان چینی، بعضی درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمولی و تعدادی گرانقیمت.
وقتی همه آنان فنجانی در دست داشتند، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشید تمام فنجان‌های خوش‌قیافه و گران برداشته شدند در حالیکه فنجان‌های معمولی جا ماندند! هر کدام یک از شما بهترین فنجان‌ها را خواستید و آن ریشه استرس و تنش شماست! آنچه شما واقعاً می‌خواستید قهوه بود نه فنجان! اما با این وجود شما باز هم فنجان را انتخاب کردید! اگر زندگی قهوه باشد پس مشاغل، پول، موقعیت، عشق و غیره، فنجان‌ها هستند! فنجان‌ها وسیله‌هایی هستند که زندگی را فقط در خود جای داده‌اند. لطفاً نگذارید فنجان‌ها کنترل شما را در دست گیرند! از قهوه لذت ببرید.»

دیدگاه ها (۵)

لذت زندگییک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گ...

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیل...

☕☕☕☕یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خواندن...

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد رفتند. گفتگو خیلی زود به ...

یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خواندن داره...

☕☕☕☕☕☕☕☕☕یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خ...

#داستان_کوتاه گروهی به ملاقات استادی رفتند. استاد به آنها قه...

گروهی به ملاقات استادی رفتند. استاد به آنها قهوه در فنجان ها...

یک پیام ترجمه شده که ارزش خواندن را دارد:یک گروه از دوستان ب...

نمک زندگی دیگران باشیم اما نمک پاش زخم هایشان هرگز!!!عجیب اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط