{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکر #ایزد که میان من و او #صلح افتاد

شکر #ایزد که میان من و او #صلح افتاد
#صوفیان #رقص کنان #ساغر شکرانه زدند
#آتش آن نیست که از #شعله او خندد #شمع
#آتش آن است که در خرمن #پروانه زدند
#حافظ
دیدگاه ها (۴)

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁹اردوگاه مثل همیشه ساکت بود و فقط صد...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

اخرین بازمانده

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط