{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام

سلام
امیدوارم خوب باشید
خب
خداروشکر کار ایمان هم تموم شد
نمیدونم خوشتون اومد یا نه
امیدوارم زیاد افتضاح نبوده باشه
قرار بود قسمتای اخرو خلاصه کنم
ولی خیلیم خلاصه نشد به نظرم
نه؟؟
نظرتون از لایکاتون که هیچ
از‌خودتونم مهم‌تره واسم *_*
والا به خدا
جدی میگم
هرکی خونده باشه رمانو و کامنت نزاره من راضی نیستم‌:(
این دومین رمانیه که اینجا گذاشته بودم
بازم میگم
سه چهارم رمان غیر واقعیه
و زاده فکر و ذهن منه
رمان جدیدی که چندقسمتش هم امادست و هرموقع که بخواین میزارمش کاملا طنزه
برعکس رمان ایمان که همش مشکل و درد و غصه بود
این یکی همش خنده و شادی و کل کل و ایناس دیگه
فقط هنوز شخصیت ها و ‌اسم رمانو انتخاب نکردم
در ضمن
شخصیتای این رمان با اون دوتای قبلی ربطی نداره
اشتباه نگیرید خواهشا
و اینکه اگه کسی نظری درمورد اسم رمان داره کامنت کنه
دیگه بسته به ژانر‌رمان یه اسم بگید
من خودم کم و زیادش میکنم و انتخاب میکنمش دیگه
مرسی
ارادت
راستی...
خسته نباشم
:)))
خدافز
صب کن صب کن
یادم رفته بود
به درخواست دوستان اسم اهنگای ایمانو میزارم تو پست بعدی
احتمالا عکس میگیرم میزارم
میفهمید خودتون
ارادت
*___*
کوثر عاشق شماهاستااااااا
❤❤❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۳۳)

سلام دخترا ... روزتون بخیر ، میخواستم باهاتون صحبت کنممن دیگ...

ادامه پارت پنجاه وهشتم رمان مرگ وزندگی: توحیاطمون بودوتوش پر...

گایز.سلاطین.میخوام درمورد رمان باهاتون به صحبت داشته باشم.خب...

بای دوستان...خب حدودا هفت ماه از حضورم تو ویس میگذره.تو این ...

امم خوب نمیدونم از کجا باید شروع کنم درمورد مردم بسیار با فر...

نوشته evanescence72 کاربر نودهشتیانویسنده رمان زوال اطلسی ها...

همه چی از اون شب شروع شد...؟!p25«ویرایش شده...از اول بخونید»

عاشق کسی شدم که ازش متنفرم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط