{مشاهیرکوردستان}

{مشاهیرکوردستان}




 وی می گوید، درسهایی که نیاز به شنیداری داشته باشد را برایش ضبط می کنم و از طریق نوار کاست در اختیارش قرار می دهم تا گوش کند و با علاقه ی فراوان در کنار برزان خواهم ماند و تا زمانی که لازم باشد همیشه در کنارش می مانم.
 پدرش ریاضی بلد نیست اما ریاضت ها کشیده و می گوید؛ من همیشه پشتیبان برزان بوده و هستم و تا زمانی که بخواهد همیشه یار و یاورش خواهم بود .
برزان اگر چه شعاع چشمانش نوری ندارد اما امروز این ریاضی است که زندگی او را نورانی ساخته است، و رقیبانش رفیق هایی هستند که همیشه یار و دوست هم هستند، وی زیر رادیکال محدودیت صبر و تلاش را به توان بی نهایت رسانده است.
نبودن هایی است که هیچ بودنی آن را جبران نمی کند و آدم هایی هستند که هرگز تکرار نمی شوند، خودش می گوید، آنقدر که به درس ریاضی علاقه دارم ، به درس زبان خارجه هم علاقه ی زیادی دارم.




#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

رمان انتقام ازدواج کامل

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

﷽♦️اگر پزشکیان تعارفاتش از روی صداقت، نیاز و همدلی بود باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط