سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم...

سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم...
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم..
دیدگاه ها (۱)

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیالعاقبت چون سر زلف تو شدم سو...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

سینه ای ما پر غم استغم و درده عالم استز دست ظلم و جفاروز خوش...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

و چشم‌های غمگینِ تو،نتیجه‌ی تمام حرف‌های نزده و رنج‌های پنها...

ای بلبل خوش و ایستاده بر روی چمنیا ناله ای تو خوش است یا نال...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط