#مینویســم

#مینویســم
#نامـــه و #روزی از #اینجا میروم

با #خیال

او #ولـی تنـهای #تنها مـیـروم
#مینویسم

مݧ کـه #عمری با #خیالت زیستم
#گاهی از من

یاد کـن #حالا که #دیگر نیستم
دیدگاه ها (۱)

‎‌‌‎‌‌‌‎༺◍⃟C᭄࿐❁❥༅••┅┄غروب به من یاد می‌دهد که حتی زیباترین ل...

زن‌ها عجیبند...از گلدان، گل می‌سازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...

🐻💜~ کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویو..رس:💬 آرمی:«تهیونگا~...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

حاجی مدیرمون خیلییییی رو مخهههههههاومده مقنعه یکی از دوستامو...

عاشقانه های شبنم

دیگه خسته‌ام... نه فقط از درس خوندن؛ از شب‌هایی که با چشم‌ها...

عاشقانه های شبنم تقدیم خانه دومم ویسگون

شعر و غزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط