در دل من چیزیست ...

در دل من چیزیست ...
مثل یک بیشه‌ی‌ نور مثل خواب دم صبح !
و چنان بی‌تابم که دلم می‌خواهد ،
بدوم تا تهِ دشت ، بروم تا سر کوه ...
دورها آوایی‌ست ، که مرا می‌خواند ...
.
✍ سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۶۴)

🩵🤍 #تابستان است سایه ها میدانندکه چه تابستانیستمهربانی هست س...

قایقی خواهم ساخت ..

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

فراتر از خویش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پدرم نیست ...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط