{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پای_تاول_زده

#پای_تاول_زده
پایش تاول‌زده بود؛ گریه می‌کرد؛ رفقا مسخره‌اش می‌کردند؛ از اول سفر جوابی نداد؛ وقت برگشتن هم که سوژه طنز دوستان شده بود باز چیزی نگفت؛ چند ماه بعد خبر شهادتش در سوریه همه را شوکه کرد؛ وصیت‌نامه‌اش که چاپ شد همه رفقای سفر اربعین خجالت‌زده شدند؛ علت گریه آن روزهایش را نوشته بود؛ امسال همه آمده بودند جز او و همه‌وقتی پایشان تاول زد گریه می‌کردند؛ به یاد شهیدی که برای تاول‌های پای بچه‌های حسین علیه‌السلام گریه می‌کرد.
#ماندگارهمچوحسین
دیدگاه ها (۲)

LESSON

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️لورنزو آهسته گفت:«این حروف...»ریگیلوس به ک...

جنگل نفرین شده پارت ۵

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۶صدای سامان هنوز در راهروی مخفی ...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

داستان راستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط