گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وان چنان پای گرفتسگت که مشکل برود

دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود

#سعدی

⠀
دیدگاه ها (۳)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

#حکایت_قدیمی حکایت مسافران دنیا در روز حسرتمیگویند در قدیم ک...

🔥 ما در دل نبردی بزرگ هستیم که #آمریکا و #اسرائیل می‌خواهند ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

الهه ای که از سر زئوس زاده شد.

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط