تو قرص ماهی و من برکه ای که می خشکد

تو قرص ماهی و من برکه ای که می خشکد
خود این خلاصه ی غم های روزگار من است

بگیر دست مرا تا ز خاک برخیزم
اگرچه سوخته ام ، نوبت بهار من است
دیدگاه ها (۱)

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

یکی از شگفت‌انگیزترین جاذبه‌های طبیعی ایران، چمن متحرک چملی،...

خورشید جاودانه‌ی من! ای بهار من!ای آخرین پیامبر روزگار من!ای...

ای آن که مرا ز آب و گعل ساخته ای در پهلوی منت و غم انداخته ا...

سلام بر تو ای موعود گیتی، ای نور امید دل‌های منتظرسلام بر تو...

عشق.فقط.خودت

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط