میگـویَند بَعـد از مَرگــ تَنهـا قِسـمتِ چَپــ مَغـز است

میگـویَند بَعـد از مَرگــ تَنهـا قِسـمتِ چَپــ مَغـز است کهـ تا هَشــت دقیقهـ زنـدهـ میمــاند و تَمامـ گذشــتهـ خود را بهـ صورتـِ یڪـ خوابـــ مُرور میکـند در آن لحظـهـ برای آخریـن بار بهـ یادَمـ خواهیـ آمَـد
دیدگاه ها (۲)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

🚨روایت فرزند شهید تنگسیری از نحوه شهادت پدرش🔹حسین تنگسیری فر...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

پارت ۳

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

پارت ۳ | خاطره‌ای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط