{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مهربان تر از برگ، در بوسه های باران

ای مهربان تر از برگ، در بوسه های باران
بیداری ستاره، در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت، پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت، صبح ستاره باران

بازا که در هوایت، خاموشی جنونم
فریاد ها برانگیخت، از سنگ کوه ساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف، دادند بی شماران

گفتی به روزگاران، مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد، حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان، درخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار، بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را، زین گونه یادگاران

وین نغمه ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی ست، آواز باد و باران


شفیعی کدکنی



کوردان مانا
(گندم)
دیدگاه ها (۱۱)

چه حس قشنگیه وقتی می شی مَحرمِ دل یکییکی که بهش اعتماد داری ...

سلامی به بزرگی محبت ووفای شما خوبان بادیدن پستهای بی همتای ک...

خاطره یک استاد دانشگاه شریفیک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکر...

از روانشناسی پرسیدند: بهترین الگو برای پیروی چیست؟گفت: کودکا...

ای مهربان تر از برگ، در بوسه های باران بیداری ستاره، در چشم ...

ای مهربان تر از برگ، در بوسه های باران بیداری ستاره، در چشم ...

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران بیداری ستاره در چشم ج...

ای مهربان تر از برگ در بوسه های بارانبیداری ستاره در چشم جوی...

#ای‌مهربان‌تر‌از‌برگ‌در‌بوسه‌های‌بارانبیداری ستاره در چشم جو...

ای مهربان تر از برگ در بوسه‌های باران بیداری ستاره ، در چشم ...

"ای مهربان تر از برگ در بوسه های بارانبیـــداری ستـــاره در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط