{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام خواستم یه چیزی بگم ولی قصد دعوا ندارم اومدم حقیقتو ب

سلام خواستم یه چیزی بگم ولی قصد دعوا ندارم اومدم حقیقتو بهتون بگم
همه آیانو رو فکر کنم میشناسن
میخوام حقیقتای زیادیو درباره آیانو بگم
خلاصه بگم ما تو ایتا یه گپ داشتیم که به لطف خانم آیانو به فنا رفت کل خاطراتمون و عکس و فیلمامون
بخاطر اینکه یکیمون برای کرم ریزی یه اکانت فیک زده بود برای مانگامخفی جاسوس بود مثلا کرم ریزی بعد آیانو هم زد و یکی فهمید و گفتش اینکارو نکن میزاکی انگیزه میگیره اینا بعد ما یکوچولو شدت کرم ریزیو زیاد کردیم ولی آیانو چندتا چیز گفت این به کنار
مالک پروفایل و اسم گروهو عوض کرد و ما گفتیم همون پروف و اسم سم قبلیو بزار آیانو یهو باهامون دعوا گرفت گفت همش شوخی شوخی شوخی شوخیم حدی داره اینا بعدش از گپ فکرکنم لفت داد و چندتا اتفاق افتاد و گپ خراب شد
الانم که الکی میگفت الما خواسته اکیپشونو بهم بزنه ولی الما قصد نداشته کاری کنه و الکی گفته اکانت اصلیم فیلتر شده تا دعوا راه بندازه و بهانه بیاره
و آیانو میخواست اسم و فامیلی رونیکا رو لو بده و تو بیوش یبار بهمون تیکه انداخت گفته بود وقتی فالوور داری ولی تو واقعیت گدایی که منظورش رونیکا و چندنفر دیگه بودن تو گپم گفت فقط فالوور دارید ولی تو واقعیت گدایید
همین دیگه.
دیدگاه ها (۹)

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

توجه ،،⚠️‼️ گزارش شده بودم اگه نتونستم پست بزارم ببخشید واق...

سناریو بلولاک

ج ناشناس ها 🍨🍥خو قبل ج دادن بگم ادمین وینام 💫۱ یه بیو گرافی ...

چند شاتیpart: 6تو باشگاه بودیم هانا اومد پیشمویو هاناوقتی قض...

رویایی همانند کابوس پارت 38

یادمه بچه تر که بودم وقتی مامان بابام میخواستن یه کاری رو حت...

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ꪖ𝖼︎𝗂𝗇︎ i𝗌 t𝛼lking 𝚝o yᎾu   ...

×قسمت بیست و هشتم×پارت سهاحساس قلقلک میکردم روی پیشونیم...ول...

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۷رفتیم سوار ماشین شدیم و من همش سرم پایین بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط