{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾

پارت ۷
رفتیم سوار ماشین شدیم و من همش سرم پایین بود و اصلا نگاه کوک نمیکردم تهیونگ هم پشت نشسته بود..
کوک یه نگاه به من کرد...نفسشو با حرص بیرون داد
+چند بار بهت بگم وقتی میری بیرون به من بگو!
_دوست نداشتم بگم...
+باید بگی! تو دکتر منی!*داد*
دستمو گذاشتم روی گوشم..اصلا دلم نمیخواست دعوا کنم تهیونگ گفت
×کوک..داد نزن..
+نمیتونم! نمیدونی چقدر نگرانش شدم؟*داد آروم*
_من..ببخشید ولی میخوام دکترتون یکی دیگه باشه آقای جئون..
+هه..شوخی میکنی دیگه نه؟
_کاملا جدیم..مدارکتون رو یه پزشک دیگه پذیرفتن و من الان دیگه دکتر شما نیستم..
دستشو کبوند سر فرمون چند با لعنتی رو با داد گفت از ماشین پیاده شدم
+هی هی هی...! کجا میری!
اومد پشت سرم..مچ دستمو کشید و منو برگردوند سمت خودش..
+واقعا داری میری؟..*بغض*
_بله*سرد*
+مطمئن باش پیدات میکنم..فقط کافیه یه مو از سرت کم بشه زمینو و زمانو به باد میدم..
_میشه بری؟.. ولم کن..دستمو ول کنننن*جیغ*
همین طور بهم خیره شده بود..هیچ حرفی نمیزد...حتی یه کلمه!..فقط نگاهم می‌کرد..
_مچ دستمو ول کن..تو هیچ کس من نیستی!
بدون مکث گفت
+ولی تو همه چیز منی! اینو بفهم کیم سوهی!*عربده*
همین طور بهش نگاه میکردم..لبخند ریزی زدم و گفتم
_من معمولا با بیمارام خیلی خوب رفتار میکنم..اما تو یه چیز دیگه ای..وقتی آدم
میبینتت دیوونه میشه!..ضربان قلبش تند میزنه..ولی تو الان برای من یه پسر معمولی هستی نه تو بیمار منی و نه من پزشک تو..
و دستمو از توی دستش کشیدم و رفتم...


"۲ هفته بعد"
حالم بهتر شده بود..احساس آزادی و اون شیطونی قبلانم بهم برگشته بود..حسابی سر حال بودم!
امروز قرار بود برم به یه شرکت که با بابام دوستی داشتن. یه لباس پیرهن کوتاه مشکی یقه اسکی آستین بلند پوشیدم..لباس کاملا جوری بود که فرم بدنم و کمرم رو نشون میداد.
با بابام و داداشم و مامانم رفتیم شرکت اون شخص..

"داخل شرکت"
چون یه جلسه خانوادگی بود فقطما بودیم و اون چند نفر
٪خیلی خوش اومدید! بفرمایید الان پسرم هم میاد!
_خیلی ممنون..
رفتیم نشستیم..من سرم توی گوشی بود و حواسم به اطراف نبود..پیش داداشم نشسته بودم که گفتم
_اوپا..اون دختره که روش کراشی اینجاست😁
÷خفه شو..الان میبینه!
_جونگهی حالت چطوره؟
€عالیم! شما چطور..جناب یورا..
÷ام..چیزه خوبم مرسی
[همونطور که گفتم توی معرفی یه دختری بود به اسم جونگهی برید ببنید کیه😁]
بعد خانومه گفت
٪ماشالا خدا برات نگهش داره دخترتو خیلی زیباست!
=اختیار دارید خانوم کوچیک شمان!
٪راستش دنبال یه عروس خوب برای پسرم بودیم ولی کی بهتر از دختر شما
با این حرفش آب از دماغم زد بیرون و سرفه کردم
٪ای وای خاک به گورم..خوبی دخترم!
_خیلی..ممنون..خوبم
÷* داره از خنده میترکه*
یکی زدم سر رونش
_ببند نیشتو عوضی..*آروم*
÷باشه بابا نخورمون!




اینم عیدیتون منتظر باشید😁🌷
دیدگاه ها (۰)

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۸٪چرا این پسر نمیاد..ببخشید من یه زنگ بزنمبعد...

بچه ها پروف عوض شد به مناسبت کامبک😭🛐😁

خب بچه ها برای عیدوتون هم یه چیزی دارم😎قراره یه عالمه پارت ا...

بچه هاااااا!!عید همگی مبارککککک امیدوارم امسال سال خیلی خوبی...

دو رگه عشق پارت ۱۹

دو رگه عشق پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط