{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بغض گلو

از بغض گلو
تار تنیدم به سکوت
افتاده ام از عطش ،
در عمق برهوت
از داغ شقایق
سُرخی گلبرگ ماند
برداغ دل ما
مانده غوغای سکوت.................. #شهزاد
دیدگاه ها (۶)

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

From Hatred to My Love

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط