☸زنی زیبا که صاحب فرزند نمی شد پیش پیامبر زمانش میرود و م

☸زنی زیبا که صاحب فرزند نمی شد پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.

پیامبر وقتی دعا میکند و وحی میرسد او را بدون فرزند خلق کردم.

زن میگوید خدا رحیم است و میرود.
سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید  که بدون فرزند است.زن اینبار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.
سال سوم پیامبر وقت زن را با کودکی در آغوش می بیند.

با تعجب از خدا می پرسد :بارالها،چگونه کودکی دارد او که بدون فرزندخلق شده بود!!!؟

وحی میرسد:هر بار گفتم فرزندی نخواهدداشت ،او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت.
با دعا سرنوشت تغییر میکند...
از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...
دیدگاه ها (۰)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹¹_بخش دوم_در کوپه را نیمه باز میگذارم که اگر ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و جزع و فزع را می‌گیرد...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :باید به چند نکته‌ بسیا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ ...

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

زنی زیبا ڪه صاحب فرزند نمیشد پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید...

#حکایتی_زیبا👌زنی که صاحب فرزند نمی شد پیش پیامبر زمانش میرود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط