مجلس مهمانی بود ...
مجلس مهمانی بود ...
پیرمرد از جایش برخاست تا به بیرون برود...
اما وقتی که بلند شد عصای خویش را برعکس بر زمین نهاد...
و چون دسته عصا بر زمین بود ، تعادل کامل نداشت...
دیگران فکر کردند که او چون پیر شده ، دیگر حواس خویش را از دست داده
و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده...
به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:
چرا عصایت را بر عکس بر زمین گذاشته ای؟ !
پیرمرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است، میخواهم فرش خانه تان خاکی نشود
پیرمرد از جایش برخاست تا به بیرون برود...
اما وقتی که بلند شد عصای خویش را برعکس بر زمین نهاد...
و چون دسته عصا بر زمین بود ، تعادل کامل نداشت...
دیگران فکر کردند که او چون پیر شده ، دیگر حواس خویش را از دست داده
و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده...
به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:
چرا عصایت را بر عکس بر زمین گذاشته ای؟ !
پیرمرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است، میخواهم فرش خانه تان خاکی نشود
- ۷۰۹
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط