{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار پشت زمستان بهار پشت بهار

بهار پشت زمستان بهار پشت بهار
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار

نفس کشیدن وقتی که استخوان به گلو
نگاه کردن وقتی که در نگاهت خار

اگر به شهر روی طعنه های رهگذران
اگر به خانه بمانی غم در و دیوار

نمانده است تو را در کنار همراهی
که دوستانِ تو را می خرند با دینار

نه دوستان؛ صفحاتی ز هم پراکنده
که جمع کردنشان در کنار هم دشوار

به صبرشان که بخوانی؛ به جنگ مشتاق اند
به جنگشان که بخوانی؛ نشسته اند کنار

تو از رعیت خود بیمناکی و همه جا
رعیت است که تشویش دارد از دربار

کتاب کهنه تاریخ را نخوانده ببند
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار
دیدگاه ها (۱)

آنقدرها هم که می‌گفتی خرابم نیستی گفته بودی عاشقی ،پا در رکا...

بوسه ام داغ است و بی پروا ، کجا بگذارمش؟؟روی لبها یا که بازو...

دیوار کعبه را بشکنولی دل کسی را نشکندیوار را خلیل ساختدل را ...

بوی پاییز میدهد این روزهای تابستان غلط نکنم "شهریور" عاشق شد...

چند پارتی

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

اوچیها شیسویی

My lovely neighbor part : 66

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط