{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید خم شد تا نگاهت را ببوسد

خورشید خم شد تا نگاهت را ببوسد
گل غنچه شد تا قرص ماهت را ببوسد

هفت‌آسمان افتاد در آیینه‌ی آب
تا لحظه‌ای ردّ نگاهت را ببوسد

افتاده حتی سایه‌ی خورشید بر خاک
تا ذره‌ای از گرد راهت را ببوسد

شب خیمه زد بر سایه‌روشن‌های نیزار
تا تار مژگان سیاهت را ببوسد

در برکه خم شد روی عکس ماه در آب
نیلوفری، تا روی ماهت را ببوسد

با سوز سینه بر لب تفتیده‌ی عشق
آتش زدی تا دود آهت را ببوسد

دل آستین افشاند و بر وهم دو عالم
تا آستان بارگاهت را ببوسد
دیدگاه ها (۱)

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

خورشید خم شد تا نگاهت را ببوسدگل غنچه شد تا قرص ماهت را ببوس...

ذر برکهخم شدروی عکس ماهدر ابنیلوفری .تا روی ماهت را ببوسد .

فدای قلب مهربانت..فدای چشم های زیبایت..ممنونم که چیزی جز شرم...

زیر عبای شب بپوشان قرص ماهت رافرمانده ی اسرار !...پنهان کن س...

من ندارم تحفه ای جز جان به راهت دلبرم قبله گاه من دو چشمان سیاهت دلبرم کنج آغوشت پناه خستگیهای من ا

🌕 زیر عبـــــای شب بپوشان قرص ماهت رافرمانده ی اسرار !...پنه...

بگذار دلم را ببرد چشم سیاهتتسخیر کند قلب مرا خیل سپاهتبگذار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط