{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار دلم را ببرد چشم سیاهت

بگذار دلم را ببرد چشم سیاهت
تسخیر کند قلب مرا خیل سپاهت
بگذار غزل خیز شود دفتر شعرم
بر هم بزند سبک مرا طرز نگاهت
بر هم زده آرامش آیینه ی من را
آن خنده ابریشمی و روی چو ماهت
آهسته ببر هستی این قلب دچارم
عمری است که او مانده چنین بر سر راهت
بگذار که از چشم تو آیینه بچیند
این یار که شد تشنه ی آغوش و پناهت
دیدگاه ها (۹)

بگذار دلم را ببرد چشم سیاهتتسخیر کند قلب مرا خیل سپاهتبگذار ...

بگذار دلم را ببرد چشم سیاهتتسخیر کند قلب مرا خیل سپاهتبگذار ...

شُدَم مَجنونِ یک  تیرِ نِگاهَتفُرو اُفتاده  دَر چِشمِ سیاهَت...

سروده ام غزلی از برای چشم سیاهت که شاه بیت غزل ،صورت است و ن...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ ماهت گل ...

.......عشق را جلوه دهد ناز نگاهت گل منماه شرمنده شود از رخ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط