ای گرمتر از پنجهی خورشید نگاهت
ای گرمتر از پنجهی خورشید نگاهت
ای چشم پلنگان جهان خیرهی ماهت
یک چند از این خاک گذر کردی و ماندهست
چشمان زمین تا به ابد چشم به راهت
مصراع به مصراع نفس میکشم از تو
انگار پُرم آه پُرم از تب آهت
مصراع به مصراع مرا زیر و زبر کن
ای زلزله در زلزله امواج نگاهت
ای خسته مسافر که در این غربت دیرین
دستان خدا بوده فقط پشت و پناهت
حیرت شدهام گم شدهام در شبت ای ماه
دریاب مرا در خم گیسوی سیاهت
من منتظرم تا برسد صبح طلایی
تا بشکفد این پنجره با عطر پگاهت
ای چشم پلنگان جهان خیرهی ماهت
یک چند از این خاک گذر کردی و ماندهست
چشمان زمین تا به ابد چشم به راهت
مصراع به مصراع نفس میکشم از تو
انگار پُرم آه پُرم از تب آهت
مصراع به مصراع مرا زیر و زبر کن
ای زلزله در زلزله امواج نگاهت
ای خسته مسافر که در این غربت دیرین
دستان خدا بوده فقط پشت و پناهت
حیرت شدهام گم شدهام در شبت ای ماه
دریاب مرا در خم گیسوی سیاهت
من منتظرم تا برسد صبح طلایی
تا بشکفد این پنجره با عطر پگاهت
- ۲.۶k
- ۰۷ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط