{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دل های مسافر هر شب
روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ و رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

کاش دنیایی دل ما شبی از این شب ها
غرق هر چیزی که می خواهی و می دانی بود



..... مریم حیدر زاده ...
دیدگاه ها (۶)

سلام به همه ی شما عزیزانم امشب باز غمگین شدم از اینکه دوستا...

این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختن چاره فقط نشستن و به پای چ...

می خوام یه قصری بسازم پنچره هاش آبی باشه ....من باشم و تو ب...

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون دیونه همیشگی...

Part.4#مرد_ منموسیقی فضای کمپ رو پر کرده بود، اما برای من، ص...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁰دوهیون با هیجان،شروع کرد به جمع کردنِ...

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط