{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور
گرچه از قصه ی ما می ترکد سنگ صبور
از جهان هیچ ندیدیم و عبث عمر گذشت
ای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور
تو عجب تنگه ی عابرکشی ای معبر عشق
که به جز کشته ی عاشق نکند از تو عبور
در فروبند برین معرکه که کآن طبل تهی
گوش گیتی همه کر کرد ز غوغای غرور
تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چو باد
تا غباری ننشیند به تو از اهل قبور
مرگ می بارد ازین دایره ی عجز و عزا
شو به میخانه که آنجا همه سورست و سرور
شعله ای برکش و برخیز ز خاکستر خویش
زان که تا پاک نسوزی نرسی سایه به نور
دیدگاه ها (۴)

ایکاش دهد دست مجالی که تو باشیممکن بشود فرض محالی که تو باشی...

اگر از چشمت افتادم ، هنوز از عشق سرشارممرا راندی از آغوشت ، ...

بازهم امدم کوه بازهم بیاد تو سرودم بازهم بیاد بهترینم وقتی ...

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگزلیلی رود از خاطر مجنون نه و...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

صبر کن ای دل پر غصه ، در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ، ما می...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه‌ی ما می‌ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه‌ی ما می‌ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ما می‌ترکد ...

در فروبند برین معرکه که کآن طبل تهیگوش گیتی همه کر کرد ز غوغ...

تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چو بادتا غباری ننشیند به تو از ا...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط