{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور
گرچه از قصه ی ما می ترکد سنگ صبور
از جهان هیچ ندیدیم و عبث عمر گذشت
ای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور
تو عجب تنگه ی عابرکشی ای معبر عشق
که به جز کشته ی عاشق نکند از تو عبور
در فروبند برین معرکه که کآن طبل تهی
گوش گیتی همه کر کرد ز غوغای غرور
تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چو باد
تا غباری ننشیند به تو از اهل قبور
مرگ می بارد ازین دایره ی عجز و عزا
شو به میخانه که آنجا همه سورست و سرور
شعله ای برکش و برخیز ز خاکستر خویش
زان که تا پاک نسوزی نرسی سایه به نور
دیدگاه ها (۱۱)

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

صبر کن ای دل پر غصه ، در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ، ما می...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه‌ی ما می‌ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه‌ی ما می‌ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ما می‌ترکد ...

در فروبند برین معرکه که کآن طبل تهیگوش گیتی همه کر کرد ز غوغ...

تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چو بادتا غباری ننشیند به تو از ا...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط