{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اورلورا

پارت۱۰
ویو راوی
بعد از اینکه سروصدای اونا تموم شد لورا رفت بیرون نمیدونست کجا داره میره از تهیونگ خوشش نمی امد شایدم ازش متنفر بود حدفش اون دفترچه خاطرات بود که روش نوشته بود اورلورا.
لورا تا صب مشغول راه رفتن وسط جنگل بود تا یه صدای عجیب شنید رفت سمت صدا یه گربه کوچولو بود سفید بود و پاش زخمی شده بود

لورا. تو چه خوشگلی الان درمونت میکنم خداروشکر دکترم با اینکه دامپزشک نیستم ولی یه چیزایی میدونم


ویو لورا
رفتم دنبال یه گیاه دارویی و پیدا کردم برگشتم گربه خواب بود درمونش کردن و با یه تیکه پارچه لباسم بستمش نشستم کنارش پشتم درخت بود و سایش افتاده بود روم افتاب زیاد بود ولی با کمک درخت فک کنم زنده میمونم که سیاهی (خوابید)


ویو تهیونگ
بلند شدم دنیلا بغلم بود لباسامو پوشیدم رفتم صبحانه اماده کنم دیدم در اتاق لورا بازه یعنی اگه بابام بفهمه فرار کرده بدبخت میشم باید برم دنبالش غذا رو اماده کردم گذاشتم رو میز و یه نامه نوشتم و رفتم بیرون


ویو راوی
دنیلا بیدار شد صبحانشو خورد و به نامه نگاه کرد خوندش تهیونگ نوشته بود
سلام عزیزم من رفتم بیرون تا یکی دو ساعت دیگه میام مسکن گذاشتم رو میز بخورشون دوست دارم تهیونگ🧡

دنیلا......
دیدگاه ها (۷)

اورلورا

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

فیک تهیونگ

همسر غیره منتظره

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

p1 ☆فاجعه ای به نام ما☆ویو راویامروز قشنگ ترین روز برایه اون...

KIM V

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط