از شخصي پرسيدند
از شخصي پرسيدند
زندگیت چگونه مي گذرد
با نا راحتي جواب داد چه بگويم امروز از گرسنگي مجبور شدم کوزه ي سفالي که يادگار سيصد ساله ي اجدادم بود بفروشم و ناني تهيه کنم
حکيمي به او گفت
خداوند روزي ات را سيصد سال پيش کنار گذاشته و تو اينگونه ناشکري مي کني!!!
زندگیت چگونه مي گذرد
با نا راحتي جواب داد چه بگويم امروز از گرسنگي مجبور شدم کوزه ي سفالي که يادگار سيصد ساله ي اجدادم بود بفروشم و ناني تهيه کنم
حکيمي به او گفت
خداوند روزي ات را سيصد سال پيش کنار گذاشته و تو اينگونه ناشکري مي کني!!!
- ۴۱۵
- ۲۹ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط