حکیمی از شخصي پرسيد:

حکیمی از شخصي پرسيد:
روزها و شب ها يت چگونه مي گذرد؟ شخص با نا راحتي جواب داد : چه بگويم ، امروز از گرسنگي مجبور شدم کوزه ي سفالي که يادگار سيصد ساله ي اجدادم. بود بفروشم و ناني تهيه کنم...
حکيم به او گفت : خداوند روزي ات را سيصد سال پيش کنار گذاشته و تو اينگونه ناشکري مي کني؟!! 
دیدگاه ها (۶)

از شخصي پرسيدند : روزها و شب ها يت چگونه مي گذرد؟ با نا راحت...

از شخصي پرسيدندزندگیت چگونه مي گذردبا نا راحتي جواب داد چه ب...

@zendegi_shad11از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذر...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند:روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جوا...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟ با ناراحتی ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط