خارج از چارچوب

خارج از چارچوب
Part 6
_ عوضی، عوضی،عوضی ، خودم اون عوضی رو میکشم !
_ چویا!! بسه همه دارن تو رو نگاه میکنن
__
صدای وایولت او را به خود می آورد، خودش را جمع میکند و تا آخر کلاس منتظر می ماند ، بعد از کلاس مستقیم به سمت اتاق بایگانی میرود ،
_ باید ته و توشو در بیارم این پسره از کجا پیداش شده!!!
اسناد مختلف را کنار میزند تا اینکه به اسم.....اوسامو دازای...... میرسد ، پرونده اش را باز میکند و دنبال اسامی خانواده اش میگردد اما چیزی می یابد که او را پشیمان میکند ،،
_ وای ، نه،،
پرونده را سر جایش میگذارد و به گشتن ادامه نمی دهد، ___
.....اسامو دازای ..... بدون خانواده ، بی سرپرست و بدون پشتوانه ی مالی ، قبول شده به درخواست سازمان خدمات اجتماعی،
------------------
دلش به حال او میسوزد ، پس بعد از دانشگاه مقابل حیاط سراغش را میگیرد ،
_ میدونید،.. من ، من متاسفم یکم زیاده روی کردم؛
_ نه ، چیزی نیست ، خودمم نباید ازتون میپرسیدم کجا میرید به هرحال ربطی به من نداره !
_ خب ، خوبه که خیلی ناراحت نشدین،، خب ، من میرم دیگهه ...
به راهش ادامه میدهد خب برایش عجیب و جالب بود ..
دازای بیش حد رک و منصف بود ،، در نظرش آدم صادقی شده بود و دیگر یک عوضی نبود .....
دیدگاه ها (۰)

Love game"part²²"'کلارا....لحظاتی در فکر فرو میرودسوالات زیا...

پارت ۳ ناخودآگاه احمق

باقی تابستان عجیب و محیرالعقول طی می‌شود.ماه گذشته از اینکه ...

دلنوشته های یک طلبه:#تب_مژگان 43پس من دیگه خیالم راحت شد که ...

ای کاش مهم بودم ):پارت ۴کلارا : تو چطور تولدم رو یادت مونده ...

درتواس سریال مورد علاقتون زیر این پس

و باز گروه مورد علاقم حتی به یکسال نشده دیسبند شدن... ولی ول...

⠀ ‌      ‌ ‌ ‌ ‌ ‌      ‌ ‌   ⠀ ‌      ‌ ‌ ‌ ‌   ⠀ ‌      ...

🌺 شب بخیر یعنی♥️ سپردن خود به خدا🌺 و آرامش در نگاه خدا♥️ یعن...

آخرین مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط