{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه یعنی تو نیستی، اما

جمعه یعنی تو نیستی، اما
خاطراتت به جانم افتاده
گرد مرده به شهر پاشیدند
بختکی بر جهانم افتاده
*
جمعه یعنی چقدر غمگینم
جمعه یعنی چقدر غمگینی
شعرهایت هجوم تنهایی ست
چشم بستی، مرا نمیبینی...
*
باز بغض غروب نزدیک است
پیله کرده به جان من یادت
گریه کن تا سبک شوی اما....
به کجاها رسید فریادت؟!
*
جمعه بس کن! چه کرده ام با تو
که مرا این چنین میآزاری؟؟
چه کنم تا مرا رها بکنی
حرمتم را کمی نگهداری؟!
*
جمعه یعنی، تو نیستی، هستم
با سیاهی مرگ هم رنگم....
عکس هایت سکوت میبلعند
و برایت...
چقدر...
دلتنگم...

#اهورا_فرزان
دیدگاه ها (۱)

دست هایت را لمس می کنمتو را در اغوش می کشمو ارام ارامدر گوشت...

:-(

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآیدگفتم چه خوشگلی تو گفتا چشت درآ...

ﺧـــــــــــــﺪﺍﯾـــــﺎاا... ﺍﺯ ﺑﻨـــﺪﻩ ﻫﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط