{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۷

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۷
سیفینا : من من میتونم کمکت کنم
ليويا : اون وقت چطوری؟
سیفینا : اههه هه چه عجله ای داری این خنجر به نظرت زیاد نزدیک نیست؟
ليويا : فکر نکن میتونی قسر در بری این خنجر میتونه تموم بدن تو متلاشی کنه جوری که اون همه ارتش با ابن خنجر متلاشی شدن
سیفینا : ههه ههه 😅
باشهه خوبب میگم ببین نیاکان من عقرب های اشرافی بودن جوری که هر زهری هم باشه برعکس زهر ما پاتزهر بقیه زهر هاست ولی میشه گفت اگه تنها این زهر رو بخوری باعث میشه بمیری و هیچ زهری پاتزهر زهر من نیست
ليويا : خوب حرف هاتو شنیدم حالا بگو بینم من چه نیازی به زهر میتونم داشته باشم ؟ وقتی میتونم هر دشمنی جلومه نابود کنم
سیفینا : ههه ههه نه تو نمیتونی هنوز تو این دنیا حیواناتی هستن که نمیتونی فقط با قدرت جادو نابودشون کنی
ليويا : اااا هع فکر نکن میتونی با حرف هات زنده بمونی اینو میدونی دیگه مگه نه؟
سیفینا : نههه من فقط میخوام کمکت کنم عروسک زیبا
فقط کافیه بزاری همراه سفرت شم البته برای اینکه این زهر قوی تر شه باید باهم پیمان ببندیم تا تو هم بتونی هر وقت دلت بخواد پادزهر و داشته باشی شاید اینطوری خوشحال ترین فرد زمین شی
ليويا : خوشحال ترین فرد زمین؟ ..
خوشحال تربن فرد زمین کیه چطوریه شاید این عقرب کمکم کنه شادی واقعی رو پیدا کنم
البته شادی برای قدرت مند شدن 😃💀
ليويا : باشه قبول میکنم
اما من هم یه شرط دارم
سیفینا : چه شرطی ؟
ليويا : باید بزاری نصف دم تو بخورم
سیفینا : چییی؟؟؟؟ نصف دم منو بخوری؟؟؟ دیوونه شدی؟؟؟ میگم من قوی ترین زهر دنیا رو دارم بعد تو میگی میخوای دم منو بخوری؟؟؟ اونم نه فقط زهر مو؟!!!
سیفینا : اه احساس عجیبی دارم
ليويا : هع احمق مگه نگفتی زهر تو پاد زهر همه زهر هاست
پس شاید اگه مال من باشی دیگه نیازی به زهرت هم نباشه
سیفینا : تو یه دیوونه ای
ولی تو نمیتونی همینطوری ببری تا با من پیمان نبستی
ليويا : خوب این هم حرفیه خوب بگو ببینم حالا چطوری؟
سیفینا : ما عقرب ها اسونه پیمان مون ولی اول به نشانه احترام یکم از زهرم رو بهت میدم میتونی روی هر چیزی امتحانش کنی که بدونی دروغ نمیگم
ليويا : بنظرم بد نیست یه امتحانی بکنم یا شاید یه سرگرمی جدید برای خودم درست کنم...
ليويا : خوب بگو ببینم شما عقرب ها چطور پیمان میبندین؟
سیفینا : ما عقرب ها...
@ti_m_e
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

حالا اگه موقع تمرین پیششون بیوفتیم

استی: لینو، بگو... این حرکت 🤙🏻 یه اسپویلره، نه؟ پادشاه اسپوی...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

part 64جونگکوک« باشه باشه ولی بی شوخی غذا خوردن رو جدی بگیر ...

P³⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part75من:میخوام برم خونمونآراد:خیلی خوب میبرم...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

part 13مایکی:با من ازدواج کن آنا:هعی هعی تو نمیتونی همچین در...

ا.ت: لطفا تکون نخور..زخمت باز میشه. باید استراحت کنی!جونگین:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط