چند وقت پیش احساس کمبود محبت داشتم رفتم یکم بتادین ریختم

چند وقت پیش احساس کمبود محبت داشتم رفتم یکم بتادین ریختم تو دستم رفتم جلو مامانم گفتم دارم خون بالا میارم .بعد زد تو سرم گفت از بس میشینی پای اون اینترنت بی صاحاب.بابام که اصن کلا محلم نزاشت داداش کوچیکمم داشت از خوشحالی بالا پایین میپرید میگفت آخ جون داداش بمیره اتاقش مال من میشه.میبینید من چقد طرفدار دارم؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

جدایی

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ر...

یه روز رفتم یکم بتادین ریختم رو دستم و اومدم جلو مامانم سرفه...

حس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی ماما...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختمجلوی ما...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم😄 جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط