{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم
جلوی مامانم توش سرفه کردم گفتم مامان از دهنم خون اومد



گفت از بس میشینی پای این اینترنت بی صاحابی
از اون ورم ابجیم داشت بالا وپایین میپریدو میگفت اخ جون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه
دیدگاه ها (۱۴)

سلااام عشقتون اومد

چرا ویس انقدر خلوته#یونا

پس چرا موهای هیویون تغییر کرده؟وات؟#گرلزجنریشن

بعــــــــله#گرلزجنریش#طنز#سوان

رمان راز ناشناخته part:۱۹بخش اولویو هیوناهیونا:(توووو؟)لونا:...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:3وقتی به خونه رسیدم دیدم خدمتکار ها تند تند از ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط