چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دست

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ریختم و اومدم جلو مامانم سرفه کردم گفتم وای دارم خون بالا میارم …
مامانم زد تو سرم گفت از بسکه میری تو اون اینترنت بی صاحاب ؛ برو توالت فرشامو کثیف کردی …
بابام کلا محلم نذاشت …
داداش کوچیکم هم داشت از خوشحالی بالا پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه داداش بمیره اتاقش مال من میشه !
خدا این حس رو نصیب دمپایی ابری توی دستشویی نکنه …
دیدگاه ها (۱)

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

یه روز رفتم یکم بتادین ریختم رو دستم و اومدم جلو مامانم سرفه...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین توی دستم ...

چند وقت پیش احساس کمبود محبت داشتم رفتم یکم بتادین ریختم تو ...

حس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی ماما...

چندوقت پیش حس کمبود محبت داشتم، رفتم یه کم بتادین تودستم ری...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختمجلوی ما...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم😄 جلوی ...

احساس کمبود محبت می کردم😔 رفتم توی دستمال بتادین ریختم😄 جلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط