{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست
این سر به هوا مثل خودم عاشق دریاست

درگیر نگاهت شد و تا بام تو پر زد
بیچاره ندانست که این اول بلواست

شاعر شد از آن روز که چشمان تو را دید
این ولوله در شعر من از چشم تو برپاست

چشمان تو آمیزه ای از شور و ترانه است
آنجا که غزل نیز فراگیر و مهیاست

ناز تو نیاز دل دیوانه ی من شد
من شاعر چشم تو که بی وقفه تماشاست

آنقدر مرا در نفست جای بده که
این از نفس افتاده بگوید که مسیحاست

جرم تو که نیست این همه من عاشقت هستم
تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست...
دیدگاه ها (۷)

. از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشداز عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد...

جز خسوف روی ماهت اتفاقی شوم نیستمی پرستم ماه را ، ازسجده ام ...

...دلم نشسته به پایت، که رسم عشق این است بسی شکسته برایت، که...

به چشمان تو می بخشم همه دار و ندارم رابه لبخند تو می بازم هم...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

به وقت شعر...../

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم ع...

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم ع...

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

تقصیر دلم بود ڪہ چشمان تو را خواستاین سر بہ هوا مثل خودم عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط