تقيه
تقيه
لو قلت ان تارک التقية کتارک الصلوة لکنت صادقا. [همان، ص 483. ] .
اگر بگويم کسي که تقيه را ترک کند مانند کسي است که نماز را ترک کرده، هر آينه راست گفتهام.
شکر و شاکر
الشاکر أسعد بالشکر منه بالنعمة التي أوجبت الشکر لأن النعم متاع و الشکر نعم و عقبي. [تحف العقول، ص 483.] .
شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتي که باعث شکر او شده است؛ زيرا نعمتها کالاي دنيايند ولي شکر، هم نعمت دنياست و هم نعمت آخرت.
دنيا جايگاه آزمايش
ان الله جعل الدنيا دار بلوي و الآخرة دار عقبي و جعل بلوي الدنيا لثواب الآخرة سببا و ثواب الآخرة من بلوي الدنيا عوضا. [همان، ص 483] .
همانا که خداوند دنيا را سراي امتحان و آزمايش ساخته و آخرت را سراي رسيدگي قرار داده است، و بلاي دنيا را وسيلهي ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاي دنيا قرار داده است.
ستمکار بردبار
ان الظالم الحالم يکاد أن يعفي عليه بحلمه. و ان المحق السفيه يکاد أن يطفيء نور حقه بسفهه. [همان، ص 483.] .
به راستي ستمکار بردبار، بسا که به وسيلهي حلم و بردباري خود از ستمش گذشت شود، و حقدار نابخرد بسا که به سفاهت خود نور حق خويش را خاموش گرداند.
آدم بيشخصيت
من هانت عليه نفسه فلا تأمن شره. [تحف العقول، ص 483.] .
هر که خود را سبک شمارد از گزند او ايمن مباش.
دنيا جايگاه سود و زيان
ألدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون. [همان، ص 483.] .
دنيا بازاري است که گروهي در آن سود برند و دستهاي زيان ببينند.
حسد و خودخواهي
ألحسد ماحق الحسنات، و الزهو جالب المقت، و العجب صارف عن طلب العلم وداع الي الغمط و الجهل، و البخل أذم الأخلاق و الطمع سجية سيئة. [مسند الامام الهادي، ص 302.] .
حسد، نيکوييها را نابود سازد، و دروغ، دشمني آورد، و خودپسندي، مانع از طلب دانش و خواهندهي خواري و جهل گردد، و بخل، ناپسنديدهترين خلق و خوي است، و طمع، خصلتي ناروا و ناشايست است.
پرهيز از تملق
قال أبوالحسن الثالث عليهالسلام لرجل و قد أکثر من افراط الثناء عليه: أقبل علي شأنک، فان کثرة الملق يهجم علي الظنة و اذا حللت من أخيک في محل الثقة، فاعدل عن الملق الي حسن النية. [مسند الامام الهادي، ص 302.] .
امام هادي عليهالسلام به کسي که در ستايش از ايشان افراط کرده بود فرمودند:
از اين کار خودداري کن که مدح و ثناي بسيار، بدگماني به بار ميآورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار و حسن نيت نشان ده.
جايگاه حسن ظن و سوء ظن
اذا کان زمان العدل فيه أغلب من الجور فحرام أن يظن بأحد سوء حتي يعلم ذلک منه، و اذا کان الجور أغلب فيه من العدل فليس لأحد أن يظن بأحد خيرا ما لم يعلم ذلک منه. [همان، ص 304.] .
هر گاه در زمانهاي عدل بيش از ظلم رايج باشد، بدگماني به ديگري حرام است، مگر آن که [آدمي] بدي از کسي ببيند. و هر گاه در زمانهاي ظلم بيش از عدل باشد، تا وقتي که [آدمي] خيري از کسي نبيند، نبايد به او خوشبين باشد.
لو قلت ان تارک التقية کتارک الصلوة لکنت صادقا. [همان، ص 483. ] .
اگر بگويم کسي که تقيه را ترک کند مانند کسي است که نماز را ترک کرده، هر آينه راست گفتهام.
شکر و شاکر
الشاکر أسعد بالشکر منه بالنعمة التي أوجبت الشکر لأن النعم متاع و الشکر نعم و عقبي. [تحف العقول، ص 483.] .
شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتي که باعث شکر او شده است؛ زيرا نعمتها کالاي دنيايند ولي شکر، هم نعمت دنياست و هم نعمت آخرت.
دنيا جايگاه آزمايش
ان الله جعل الدنيا دار بلوي و الآخرة دار عقبي و جعل بلوي الدنيا لثواب الآخرة سببا و ثواب الآخرة من بلوي الدنيا عوضا. [همان، ص 483] .
همانا که خداوند دنيا را سراي امتحان و آزمايش ساخته و آخرت را سراي رسيدگي قرار داده است، و بلاي دنيا را وسيلهي ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاي دنيا قرار داده است.
ستمکار بردبار
ان الظالم الحالم يکاد أن يعفي عليه بحلمه. و ان المحق السفيه يکاد أن يطفيء نور حقه بسفهه. [همان، ص 483.] .
به راستي ستمکار بردبار، بسا که به وسيلهي حلم و بردباري خود از ستمش گذشت شود، و حقدار نابخرد بسا که به سفاهت خود نور حق خويش را خاموش گرداند.
آدم بيشخصيت
من هانت عليه نفسه فلا تأمن شره. [تحف العقول، ص 483.] .
هر که خود را سبک شمارد از گزند او ايمن مباش.
دنيا جايگاه سود و زيان
ألدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون. [همان، ص 483.] .
دنيا بازاري است که گروهي در آن سود برند و دستهاي زيان ببينند.
حسد و خودخواهي
ألحسد ماحق الحسنات، و الزهو جالب المقت، و العجب صارف عن طلب العلم وداع الي الغمط و الجهل، و البخل أذم الأخلاق و الطمع سجية سيئة. [مسند الامام الهادي، ص 302.] .
حسد، نيکوييها را نابود سازد، و دروغ، دشمني آورد، و خودپسندي، مانع از طلب دانش و خواهندهي خواري و جهل گردد، و بخل، ناپسنديدهترين خلق و خوي است، و طمع، خصلتي ناروا و ناشايست است.
پرهيز از تملق
قال أبوالحسن الثالث عليهالسلام لرجل و قد أکثر من افراط الثناء عليه: أقبل علي شأنک، فان کثرة الملق يهجم علي الظنة و اذا حللت من أخيک في محل الثقة، فاعدل عن الملق الي حسن النية. [مسند الامام الهادي، ص 302.] .
امام هادي عليهالسلام به کسي که در ستايش از ايشان افراط کرده بود فرمودند:
از اين کار خودداري کن که مدح و ثناي بسيار، بدگماني به بار ميآورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار و حسن نيت نشان ده.
جايگاه حسن ظن و سوء ظن
اذا کان زمان العدل فيه أغلب من الجور فحرام أن يظن بأحد سوء حتي يعلم ذلک منه، و اذا کان الجور أغلب فيه من العدل فليس لأحد أن يظن بأحد خيرا ما لم يعلم ذلک منه. [همان، ص 304.] .
هر گاه در زمانهاي عدل بيش از ظلم رايج باشد، بدگماني به ديگري حرام است، مگر آن که [آدمي] بدي از کسي ببيند. و هر گاه در زمانهاي ظلم بيش از عدل باشد، تا وقتي که [آدمي] خيري از کسي نبيند، نبايد به او خوشبين باشد.
- ۱.۶k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط